الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
27
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
حقيقت نيست ، زيرا بهنگامى كه افق زمامدارى آنها صاف و روشن گرديد و امر حكومتشان فراهم شد آنچه را در نهاد خويش پنهان ميداشتند ، آشكار كردند . ( 1 ) آنها جز بپادشاهى موروثى خويش نمىانديشيدند و در خواب خوشى كه داشتند سواى زمامدارى و سلطنت نميديدند و به همين جهت بود كه « ابى سفيان » خاندان و خويشاوندان خويش را فرا خواند و به آنها گفت اين حكومت را چون گوئى بهم پاس بدهيد . سوگند به كسى كه ابو سفيان به آن قسم مىخورد من چنين حكومتى را براى شما از ديرباز آرزو داشتم و حتى ميدانم كه بفرزندان شما هم بميراث ميرسد « 6 » . پسرش - معاويه - هم كه همانند او بود چون چنگالهايش بسلطنتى كه آرزوى آن را ميكرد و بخيالش خوش بود فروشد انديشههاى ناپاك و جنايات خويش را نسبت باسلام و مسلمين آشكار كرد . او خطمشى خود را بيان نمود و پرده از بىاعتنائى خويش نسبت باسلام برداشت . روزى كه در نخليه بر منبر بالا رفت و درحالىكه مستى پيروزى بر چهرهاش نمايان بود گفت : « اى مردم عراق به خدا قسم با شما براى اينكه نماز بخوانيد و روزه بگيريد و حج برويد و زكات بپردازيد ، نبرد نكردم بلكه با شما جنگيدم كه بر شما فرمانروائى كنم « 7 » و اين را خدا به من بخشيده است » . پيامبر خدا هم از چنين ماجرائى خبر داد و فرمود : چون زمامدارى بر فرزندان اميه راست گردد خلق خدا را ببندگى گيرند . پيشگوئى اين خبرگزار راستگو در روزگار حكومت آنان بحقيقت
--> ( 6 ) - مروج الذهب ، جلد 1 ، ص 440 . ( 7 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 4 ، ص 16 .